Sonnet 345 - تاریخ: 1401/10/8 ساعت: 12:29
به تو ترجیح دادم دست هایی سرد را دبگر که ممکن نیست از من بشنوی «برگرد» را دیگر تو هم خنجر به دستی! پس بزن زخم و خلاصم کن که زخم آن قدر دارم که نفهمم درد را دیگر نه تکیه بر کسی نه گریه روی شانه ای حتی! که حالا می شناسم مردم نامرد را دیگر به صد وعده تحمل کرده ام فصل زمستان را چگونه سر کنم حالا بهاری ز...
Sonnet 346 - تاریخ: 1401/10/8 ساعت: 12:29
یوسـف مصـری نمی آیـد به کنعـان دلـم بـاز سـر را می گـذارد غـم به دامـان دلـم بی حضور چتـر دستانـت بـبـیـن یعقوب وار مـانـده ام امـشـب دوبـاره زیـر بـاران دلــم خوب می دانی زلیخای جنون با من چه کرد پـاره شـد در مـاتـم عـصـمـت گـریـبـان دلـم نوح من ! خاصیت عشـق است امواج بلـنـد کشتی ات را بشکن و بنشین...
Sonnet 347 - تاریخ: 1401/10/8 ساعت: 12:29
- چشماتو بد فهمیده بودم   مثل یه حرف عاشقونه   حالت چشماتو عوض کن   منظورتو بد میرسونه...   حدیث دهقان -- دیشب پیام داد که دنیای من تویی    فورا ولی نوشت: ببخش، اشتباه شد! Adblock test (Why?)