بـاز سـر را می گـذارد غـم به دامـان دلـم
بی حضور چتـر دستانـت بـبـیـن یعقوب وار
مـانـده ام امـشـب دوبـاره زیـر بـاران دلــم
خوب می دانی زلیخای جنون با من چه کرد
پـاره شـد در مـاتـم عـصـمـت گـریـبـان دلـم
نوح من ! خاصیت عشـق است امواج بلـنـد
کشتی ات را بشکن و بنشین به طوفان دلم
کی بـهـارت می وزد بـر گـیـسـوان حـسـرتـم
کی نگاهت می شود ای خوب مهمان دلـم ؟
تـا بـگـویـی با مـن از عریـانـی انـدوه خـویـش
تـا بـگـویـم بـا تــو از اسـرار پــنــهــان دلـم
بوی پیراهـن مـرا کافی است تا روشن شود
چـشـم تـاریـک و شـب خامـوش کنعـان دلـم
برچسب:
نویسنده: نیکی کاظمی